بلوغ رسانه‌ای: فراهم ساختن ارزش برای هوشمندی شبکه های اجتماعی

چند هفته پیش وبیناری در مورد اهمیت استراتژی هوشمندی شبکه های اجتماعی پیچیده برگزار شد. وبینار بسیار جالب بود، اما جالب‌ترین بخش آن سوالاتی بود که آنجا مطرح شد. برخی سوالات در خصوص چگونگی اثبات ارزش هوشمندی شبکه های اجتماعی بود و اینکه مشتریان، مجریان و کسانی که تیم کسب و کار دارند چگونه مشکلات و سختی ها را مدیریت می کنند. سؤالات دیگر به طور خاص مربوط به مدل بلوغ هوشمندی شبکه های اجتماعی و نحوه اجرای مدل در داخل سازمان بود.

در اینجا به پنج سوال مشتریان در مورد بلوغ شبکه های اجتماعی و اینکه هوشمندی شبکه های اجتماعی برای تجارت چه معنی دارد، پاسخ داده می شود (پاسخ های Brandwatch).

۱- چگونه می توان مشتریانی را که دنیای دیجیتال یا شبکه های اجتماعی را جزئی از خروجی کسب و کار خود نمی دانند، به این باور رساند؟

با داده های شبکه های اجتماعی دقیقاً همانند داده رفتار کنید. از آنها بپرسید که آیا بازخورد مستقیم و غیرمستقیم از مشتری و بازار می تواند مجموعه ای از داده های مهم برای آنها باشد تا در تصمیم گیری آنها را راهنمایی کند. بنظر می رسد بسیار مهم است که مردم به شبکه های اجتماعی صرفاً به عنوان کانال های ارتباطی نگاه نکنند، بلکه به عنوان یک منبع اطلاعات جدیدی که می تواند از بسیاری جهات به طور موثر مورد استفاده قرار گیرد.

برای اینکه آنها را به این باور برسانید، این موضوع را برایشان واقعی کنید. ارزش و اعتبار بالقوه برند یا مشکلات مربوط به تجربه مشتری را که به دلیل عدم وجود یک استراتژی بالغ برای هوشمندی شبکه های اجتماعی ایجاد می شود، را توضیح دهید. نباید دچار ترس و وحشت شد، اما نمی توان انکار کرد که شبکه های اجتماعی مرحله ای است که یک برند در آن داوری ، تکریم و کشف می شود، و جایی که آنها مستقیم ترین ارتباط را با مردم دارند.

۲- چگونه با مکالمات خصوصی یا کانالهایی که تنظیمات API سختگیرانه تری دارند تعامل می کنید و همچنان در استفاده از هوشمندی شبکه های اجتماعی برای تصمیم گیریهای مهم در کسب و کار اطمینان دارید؟

پلتفرم های آنلاین اجازه تجزیه و تحلیل داده های مربوط به مکالمات خصوصی را نمی دهند زیرا این کار شکافتن حریم خصوصی است. با این حال، کانال هایی که تنظیمات API دقیق تر دارند، اغلب داده های ناشناسی که برای تجزیه و تحلیل مفید هستند، به خصوص به عنوان بخشی از تصویر گسترده داده، ارائه می دهند.

اما به هر حال، هیچ منبع داده‌ای کاملاً بی طرف نیست. مانند هر داده دیگری که شرکت شما جمع آوری می کند، از داده های آنلاین و شبکه های اجتماعی نیز باید با آگاهی بر مزایای منحصر به فردشان و بی طرف نبودنشان استفاده کند.

داده های شبکه های اجتماعی بهترین روش مردم شناسی جهان است… اگر به آن به عنوان منبع داده زبانی نگاه کنید، مانند یک سوال باز یا متن متمرکز که مربوط به همان مجموعه قوانین است، همه اعتراضات ناپدید می شوند.

میسیا ترامپ،معاون مدیر استراتژی تجربه مشتری در متیا

اوج داده های فیلتر نشده از منابع مختلف – شبکه های اجتماعی، خبری ، سایت ها، فوروم ها – و حدود و مقیاس داده به اندازه‌ی قدرت هوشمندی شبکه های اجتماعی می باشد.

۳- اگر دنیای بازاریابی در حال تحول بوده و متمایل به شبکه های اجتماعی است، چرا مدیران بازاریابی همچنان مجبورند هیئت مدیره یا سایر مدیران را متقاعد کند که منابعی را به شبکه های اجتماعی مرتبط با کسب و کار اختصاص دهند؟

شرکتهای بزرگ می توانند کاملاً فرایند محور باشند و سلسله مراتبی در دست داشته باشند که مانع از تغییر سریع شوند. بنابراین، مانند اجرای هرگونه تغییر دیگر در فرآیندهای تجارت، بزرگترین مانع برای جمع آوری داده و استفاده از هوشمندی شبکه های اجتماعی معمولاً شک و تردید نیست، بلکه کمبود وقت و نبود دانش است.

مدیر عاملان و هیئت های اجرایی غرق جلسات، گزارش ها، تماس ها و ایمیل ها هستند، اما معمولا مشتاق‌اند پیشنهادات و پروپوزال های مبتنی بر داده دریافت کنند که می تواند به کارآمدی بیزنس‌شان کمک کند.

تأکید کنید که ”  بخش شبکه های اجتماعی مرتبط با کسب و کار ” وجود ندارد. استراتژی شبکه های اجتماعی همان استراتژی برند است. اینسایتی که از مشتریان شبکه های اجتماعی بدست می آید همان اینسایت مشتری است. تحقیقات محصول با استفاده از داده های شبکه های اجتماعی همان تحقیق در مورد محصول است.

هوشمندی شبکه های اجتماعی منبع دیگری از اطلاعات است که باید برای بهبود کسب و کار شما استفاده شود. مثال های مرتبط ، ملموس و واقعی ارائه دهید که دلیل مهم بودن این امر برای شما و تیم‌تان آشکار شود و اینکه چرا در نهایت کسب و کارتان با استفاده از هوشمندی شبکه های اجتماعی سود خواهد برد.

هوشمندی شبکه های اجتماعی یک راه حل “دکمه آسان” نیست. این یک سرمایه گذاری مداوم از منابع، تجزیه و تحلیل و زمان است و مدیران کسب و کارهای هوشمند باید ارزش آن سرمایه گذاری را ببینند.

۴- چگونه می توان از کاوان برای تعیین بهتر بازگشت سرمایه استفاده کرد، زمانی که با اینفوئنسر ها و طرفداران برای تقویت نام برند برخورد می کنید؟

گاهی اوقات اینفلوئنسرهای صنعت بزرگترین طرفداران برند شما هستند. اما طبیعتا مهمترین طرفدار شما نیستند.مهمترین گروه از طرفدارانتان که همواره به نفع شما صحبت می کنند کارمندان و مشتریان شما می باشند. به هر حال کارمندان برای شهرت و موفقیت برند تلاش می کنند –وضعیت معیشت آنها به شما وابسته است.

اینفلوئنسرها معمولاً اشخاص وابسته‌ای هستند که در صنعت مربوطه یا عموم مردم اعتماد جلب کرده‌اند. نظرات تصدیق آمیز و مثبت آنها در مورد برند یا محصولات یا مدیران شما می تواند مسیری طولانی را برای رشد و افزایش آگاهی و شهرت برند شما طی کند.

کاوان به شما نه تنها در ارزیابی اینفلوئنسر ها در صنعت خاص می تواند کمک کند، بلکه در شناسایی موضوعات روز و پیدا کردن اینفلوئنسرهای جدید و لید های بالقوه نیز کمک می کند.

۵- اگر مشروط بر منابع باشد، چگونه می توان “ثابت کرد” که شنود رسانه‌ای “تاثیر گذار” است؟

اولین قدم برای پاسخ به این امر مستلزم این است که به شنود رسانه‌ای به عنوان یک مورد مطالعه نگاه نکنید بلکه آنرا به عنوان منبع داده و هوش ببینید.

اگر از آن برای ارتباطات خود با مشتریان استفاده می کنید، نتایج مربوط به کمپین های استفاده شده را ارزیابی کنید و ببینید که آیا رشد وجود دارد یا خیر. اگر از آن برای فروش در شبکه های اجتماعی استفاده می کنید، نرخ تبدیل به مشتری خود را محاسبه کنید. استفاده از آن برای موفقیت مشتری؟ امتیاز وفاداری مشتری یا سایر شاخص های کلیدی کارایی برای رضایت مشتری را دنبال کنید. نوآوری محصول؟ فروش خالص و هزینه کلی خود را در تحقیق و توسعه مقایسه کنید.

تعریف “موفقیت” در یک واحد با واحدی دیگر به شدت متفاوت است و کار کردن با استفاده از منابع یا ابزارهای واحد دیگر استراتژی کارآمدی را تولید نمی کند، زیرا همیشه به آنچه که اکنون انجام می دهید محدود می شود و نه مشکلی که می خواهید حل کنید.

منبع: https://www.brandwatch.com/blog/driving-social-maturity-value-social-intelligence/

دیدگاهی بنویسید

نوشته های مرتبط

جستجو کنید